نوشته‌ها

نکاح با خارجی – شرايط نکاح زن ایرانی با مردخارجی و نکاح مرد ایرانی با زن خارجی چيست؟

شرايط نکاح زن ایرانی با مردخارجی و نکاح مرد ایرانی با زن خارجی چيست ؟ نکاح با خارجی

🔹الف. #نکاح مرد ایرانی با زن خارجی

نکاح مرد ایرانی با زن خارجی مجاز است، مگر در مواردی که دولت ازدواج بعضی از مستخدمین و مامورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعه خارجه باشد موکول به اجازه مخصوص نماید. (ماده ۱۰۶۱)

بموجب مواد ۱ و ۲ تصویب نامه مورخ ۲۹ خرداد ۱۳۱۰، ازدواج اعضای رسمی وزارت خارجه موکول به اجازه کتبی وزارت خارجه شده بود. این ازدواج در صورت تحصیل اجازه از وزارتخانه متبوع نافذ بوده و امکان ادامه کارعضو را در وزات خارجه فراهم می ساخت. قانون مصوب اول بهمن ۱۳۴۵ این نکاح را به کلی منع کرده و مقرر داشت: “از این تاریخ ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه یا کسانی که قبلاً بر اثر ازدواج به تابعیت ایران در آمده اند ممنوع است. کارمندان متخلف صلاحیت ادامه خدمت را در وزارت امور خارجه نخواهند داشت…

🔹ب. نکاح زن ایرانی با مردخارجی – نکاح با خارجی

بموجب ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی :”ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه، در مواردی هم که مانع قانونی وجود ندارد، موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است. ” بنا براین هرگاه زن ایرانی بخواهد با مرد خارجی ازدواج کند و از جهت اختلاف مذهب و قرابت و مانند اینها، هیچ مانعی در بین نباشد، باز هم نکاح منوط به اجازه دولت ایران است.تصویبنامه مورخ ۶/۷/۵۴ صلاحیت وزارت کشور را در صدور پروانه اجازه زناشویی زنان ایرانی با اتباع بیگانه تایید کرد. و ماده ۴ آن به وزارت کشور این اجازه را داد که بجای صدور پروانه زناشویی به استانداریها و فرمانداریهای کل و هم چنین با موافقت وزارت امور خارجه به بعضی نمایندگان سیاسی و کنسولی ایران در خارج اختیار دهد تا آنرا در محل صادر کنند و مراتب را به ثبت احوال اعلام دارند

 

فسخ نکاح

فسخ نکاح

وجود بعضی از عیوب در زن یا شوهر موجب انحلال عقد نکاح و قطع رابطه زناشوئی می گردد به عنوان مثال ناتوانی جنسی در شوهر و یا جزام و زمین گیری در زن می تواند از موارد فسخ از طرف یکی از زوجین باشد . البته استفاده از این حق برای زن و شوهر در صورتی است که از وجود این عیب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشند در غیر این صورت نمی توانند از این حق علیه دیگری استفاده نمایند و یا جنون از عوارضی است که اگر زودگذر نباشد هرچند که مستمر و یا ادواری( به طور دوره ای سالم و بیمار باشد) می تواند از موارد فسخ باشد.
البته ذکر این نکته ضروری است که چنانچه زن پس از وقوع نکاح نیز از جنون همسر خود مطلع گردد می تواند از حق فسخ استفاده نماید ولی شوهر از از این حق محروم است . اختیار فسخی که قانونا به زن یا شوهر داده شده است فوری است یعنی به محض اینکه یکی از طرفین از عیب طرف دیگر مطلع شد باید از این حق استفاده نماید در غیر این صورت حق فسخ او از بین می رود و البته فوریت این حق نیز با توجه به عرف و عادت تعیین می گردد.

منظور از فسخ نکاح آنست که زن یا شوهر نسبت به طرف دیگر و خصوصیات وی در اشتباه بوده است و از آنجایی که از شرایط درست بودن نکاح، رضایت و توافق زوجین است و در این مورد که یکی از آنها نسبت به طرف دیگر در اشتباه بوده و تصور باطلی از او در ذهن داشته مثلا گمان می کرد که وی از سلامت کامل برخوردار بوده ولی بعدا متوجه شده که وی علیل و معیوب می باشد، در این صورت بعد از عقد ، حق فسخ نکاح و بر هم زدن آن را دارد و این در صورتی است که نسبت به عیب یا نقصی که در طرف دیگر است هنگام عقد جاهل بوده.

 

عیب هایی كه به زن و شوهر حق فسخ نکاح می دهد، بر دو دسته اند: بعضی از آنها مختص زن یا شوهر و بعضی مشترك بین آن دو است.

 

عیوب مشترکی (عیوبی که چه در زن باشد و چه در شوهر)که (به طرف مقابل)حق فسخ نکاح می دهد:

♨️یکی از عیوب مشترک، دیوانگی است.
مقصود از دیوانگى، فساد و آشفتگی عقل در جمیع اوقات یا بعض اوقات است.

اگر بعد از عقد زناشویی بر یكی از زوجین معلوم شود كه دیگری دیوانه بوده، حق فسخ دارد.

همچنین اگر بعد از عقد و حتی بعد از آمیزش، مرد دیوانه شود، زن می تواند ازدواج را فسخ كند،.
ولی اگر زن بعد از آمیزش دیوانه شود، مرد حق فسخ ندارد.

♨️از دیگر عیوبی که به عنوان علت فسخ نکاح در بعضی از کتب مطرح شده «دو جنسی بودن» است.

 

انواع عیوب مرد که به زن حق فسخ نکاح می دهد:

♨️عنن: عنن یک نوع بیماری است که به واسطه آن کمر مرد سست شده و در نتیجه از عمل نزدیکی عاجز می گردد. به شرط آنكه بعد از گذشتن مدت يك سال از تاريخ رجوع زن به حاكم، رفع نشود.

♨️خصاء: عارضه مربوط به اخته شدن مرد

♨️ ناتوانی جنسی و وجود مشکل در دستگاه تناسلی: اگر ناتوانی جنسی پس از عقد نیز انجام شود باز هم زن می تواند فسخ نکاح را بخواهد.

♨️جنون مرد: که این مورد نیز حتی اگر پس از عقد بروز کند از موجبات فسخ خواهد بود.

 

انواع عیوب زن که به مرد حق فسخ نکاح می دهد:

چنانچه زن پیش از عقد به یکی از عیوب زیر دچار باشد و مرد از وجود آن آگاه نباشد، حق فسخ نکاح برای مرد به وجود می آید:

♨️قرن
♨️جذام
♨️برص
♨️افضاء
♨️زمین گیری
♨️نابینایی از دو چشم

نکته:
اگر زن بعد از عقد به یکی از معایب فوق دچار شود، حق فسخ برای مرد نخواهد بود.

 

آیا فقط عیوب موجب فسخ نکاح می شوند:

✅ خیر. غیر از عیوب موارد دیگری نیز منجر به فسخ نکاح می گردند . از آن جمله:

♨️ فریب: مانند اینكه با همسرى كه در ظاهر مسلمان است ازدواج مى‏كند، ولى بعد ثابت مى‏شود كه آن زن اهل كتاب است و نه مسلمان، یا با همسرى نكاح مى‏كند به گمان اینكه آزداه است و بعد ثابت مى‏شود كه كنیز است.

♨️نادار شدن به نحوى كه شوهر قادر به پرداخت مهریه نباشد، زن در این شرایط مى‏تواند قبل از دخول نكاح را فسخ كند و اگر دخول انجام گرفته، حق فسخ نكاح را ندارد، بلكله عقد نكاح به قوت خود باقى و مهریه بر ذمه او است، زن نیز باید به خواسته شوهر تن دهد.

♨️نادار شدن به نحوى كه شوهر قادر بر تأمین نفقه نباشد، هرگاه شوهراز دادن نفقه عاجز شد، زن به امید توانگر بودن او در حد توان انتظار كند و بعد مى‏تواند با توسل به مراجع ذى صلاح شرعى خواستار فسخ نكاح شود.

♨️ هرگاه شوهربراى مدت مدیدى غایب شد و آدرسش مشخص نبود و مالى براى نفقه همسر نگذاشته و كسى را براى تأمین نفقه همسر توصیه نكرده باشد و كسى دیگر نیز مسئولیت نفقه را بر عهده نگیرد در چنین حالتى زن مى‏تواند با توسل به مراجع ذى صلاح شرعى، خواستار فسخ نكاح شود.
قاضى او را نخست به صبر توصیه مى‏كند، اگر راضى نشد و تن در نداد، قاضى طلاق نامه را مبنى بر غیبت شوهر تنگدست بودن همسرش در حضور گواهانى كه شوهر و همسر را مى‏شناسند تنظیم مى‏كند، بعد حكم فسخ به اجرا در مى‏آید، و این فسخ یك طلاق رجعى محسوب مى‏شود، اگر شوهر در ایام عده پیدا شد و به خانه برگشت، رجوعش ثابت شده و به زندگى خود ادامه بدهند.

 

اگر زن بعد از عقد بفهمد همسرش معتاد است آيا مى تواند عقد را فسخ كند؟

✅✅✅ اگر زن در موقع عقد شرط كند كه هرگاه شوهر مثلا مسافرت نمايد يا معتاد به موادّ مخدر گردد يا خرجى او را ندهد اختيار طلاق با او باشد اين شرط باطل است.

ولى هرگاه شرط كند كه او از طرف شوهرش وكيل باشد كه هرگاه اين كارها را انجام دهد خود را مطلّقه كند اين وكالت صحيح است و در چنين صورتى حق دارد خود را طلاق دهد.

 

بدانیدکه:
هرگاه زوجه در موقع ازدواج خود را دوشیزه قلمداد کند و خلاف آن ثابت شود، مرد حق فسخ نکاح را دارد.

فرق بین طلاق و فسخ نکاح در چیست؟

فسخ و نکاح تفاوت های زیادی دارند، من جمله:

۱٫ در طلاق باید صیغه طلاق با تشریفات و بیان خاص، ادا گردد. در صورتی که در فسخ نیاز به آن تشریفات نیست (ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی).

۲٫ در طلاق شهادت دو مرد عادل ضروری است، در حالیکه که در فسخ نیازی به آن نیست.

۳٫ اگر قبل از نزدیکی طلاق صورت گیرد، زن مستحق نصف مَهر است؛ ولی اگر قبل از نزدیکی، نکاح فسخ شود، زن مستحق مهر نیست، مگر اینکه موجب فسخ، عنن باشد (مواد ۱۰۹۲ و ۱۱۰۱ قانون مدنی).

۴٫ اصولاً طلاق به استناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، به وسیله مرد واقع می شود، جز در موارد مذکور در مواد ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی. ولی فسخ هم از جانب زن و هم از جانب مرد در موارد اختصاصی یا اشتراکی قابل اعمال است.

۵٫ ماده ۶۴۵ قانون تعزیرات، فقط برای عدم ثبت طلاق، مجازات کیفری پیش بینی کرده بود و عدم ثبت فسخ نکاح، مجازاتی نداشت.
اما ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده مصوب ۹۱، با نسخ ماده ۶۴۵ قانون تعزیرات، برای مردی که طلاق و همچنین فسخ نکاح را ثبت ننماید، مجازات کیفری در نظر گرفته است.

۶٫ در طلاق چنانچه رجعی باشد، در ایام عده، حق رجوع برای مرد پیش بینی شده است، ولی در فسخ حق رجوعی در کار نیست.

۷٫ به استناد ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی، طلاق در زمان عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست، اما در فسخ این شرایط وجود ندارد.

۸٫ موجبات طلاق و فسخ با یکدیگر متفاوت است.

۹٫ طلاق تحت شرایطی موجب حرمت ابدی می گردد، ولی در فسخ اینطور نیست.

۱۰٫ فسخ در صورت تحقق شرایط و موجبات، فوری است، ولی طلاق چنین نیست.

۱۱٫ ارجاع به داوری در طلاق هست، ولی در فسخ نیست.

۱۲٫ طلاق اختصاص به نکاح دائم دارد، ولی فسخ هم در نکاح دائم و هم در نکاح موقت پیش بینی شده است.

۱۳٫ در طلاق رجعی، اگر زن یا مرد در ایام عده، فوت نمایند، از یکدیگر ارث می برند، اما توارث در طلاق باین (جز در مورد ماده ۹۴۴ قانون مدنی) و فسخ نکاح نیست.

۱۴٫ در طلاق رجعی، در زمان عده، نفقه زن بر عهده زوج است، ولی در فسخ نکاح، به موجب ماده ۱۱۰۹ قانون مدنی، به زن نفقه تعلق نمی گیرد، مگر زن حامل باشد.